قاصدکهای دلتنگی

متن مرتبط با «رمان هیچ تا تمام من» در سایت قاصدکهای دلتنگی نوشته شده است

....تمنّا....

  • نیلوبلاگ

    هزار بار نوشته ام برای تو که نیستی!... این روزها ، روزگارم را بافته ام و مانند موهایم به گیره ای آویخته ام.... این بار از جنس سکوت!... این روزها ، نبودنت رنگ دیگری گرفته... آشفتگی هایم را در آغوش گرفته و می فشارم ! شاید مرهمی باشد ... چقدر غریب شده ام ! سوز سرمای زمستان هنوز نیامده و من ، زیر قندیل تمنّاها مانده ام... حرف های یخ زده ام را به مهربان پروردگارم می گویم. اگر هزاران شاخه رز هم برایم بیاوری ، دیگر خوشحال نخواهم شد... دیگر حتّی عاشق رنگ صورتی هم نیستم!... و پیراهن های رنگی هنوز در چمدان خاک می خورند!... چقدر غریب شده ام... راستی چرا ساعت ها به عقب رفتند؟! و...

    ادامه مطلب
  • تا هیچ

  • نیلوبلاگ

    قطره قطره تا هیچ.... من همان بی صدای همیشگی ام ... همان هجومِ لبخندهای تلخ... با همان آرامشِ همیشه ستودنی ... چقدر تُهی ام این روزها... آغوشِ ستاره بارانِ نگاهت را کم دارم! میدانی دستانت طلیعه ی آرامش است؟؟! چه خیالاتِ سَیّالی...تو هیچ گاه نبوده ای!!! و من چه ساده،دوست داشتنت را به دوش میکشم!... م.ر.ج.ا.ن ...

    ادامه مطلب
  • ...من...

  • نیلوبلاگ

    کنار پنجره ایستاده ام... هیاهوی شهر... در اضطراب نورافکن ها... شتاب و شتاب... دلم باران میخواهد... اندکی مست شدن در هجوم صاعقه ها... گم شده ام انگار... گاه با یک موسیقی شعله ور میشوم و گاه در تلاطم ثانیه ها خاموش! از چشمهایم نپرس که بارانِ بی امان است... ساده بگویم حالم خوش نیست!... م.ر.ج.ا.ن...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    تا توانی هیچ درمانم مکن | تا گل هیچ | تا حالا هیچ خواستگاری نداشتم | از هیچ تا تمام من | از هیچ تا همه چیز | رمان هیچ تا تمام من | از هیچ تا | تا الان هیچی نخوندم | تا لب هیچ | تا ملاقات خدا هیچ نمانده